گردن من! برو گناه بکن.
تشنه ام حس آب دارم من
مردم اما حجاب دارم من
جاي حق النساء من زرد است
(روي ريشم خضاب دارم من)
بين مردم عزيز و محبوبم
چهارده تا نقاب دارم من!
من دو رو نيستم دو روح هستم
كوله باري ثواب دارم من
همسري خوب و بي زبان دارم
همسري در غياب دارم من
عندليبم اگر چه گاهي هم
خلق و خوي غُراب دارم من
در خيابان "جُردن" غربي
خانه اي با سه خواب دارم من
آن طرف تر سر "جهانكودك"
از مغازه دو باب دارم من
جاي ده دست چرتكه اينك
چند ماشين، حساب دارم من
وقت آشوب و فتنه و بلوا
توي جيبم خشاب دارم من
جز به حفظ نظام از حتي
عدل هم اجتناب دارم من
دخترم رفته است دانشگاه
اندكي اضطراب دارم من
(دُم در آورده) دخترم مي گفت
قدرت انتخاب دارم من
بعد هم گفت اعتراض به هر
گونه اي انتصاب دارم من
بارالها! دلت نلرزد ها
لشكري در ركاب دارم من
من نماينده ي توام اينجا
مدلي از عذاب دارم من
و براي زمينيان سبز
بازپرسي مجاب دارم من
تو خودت شاهدي و مي داني
كه در اين بحث تاب دارم من!
سبزها را خدا سياه بكن
گردن من! برو گناه بكن.
اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .
نظرات
هیچ نظری وجود ندارد !
دیدگاهتان را بنویسید: