نامه ای به امام زمان

 

گفته بودي بهار مي آيي

با كمال وقار مي آيي


مغز دنيا كه شد پر از زالو

تو براي شكار مي آيي


مانده ام بعد از اينكه مي باري

و به جنگ غبار مي آيي


با خدايي كه زود مي رنجد

تو چگونه كنار مي آيي


با خداي اصول و فقه چطور

سر ميز نهار مي آيي


تو كه از هر چه سبز سبزتري

با كدامين شعار مي آيي


ارزش پول رايجت چند است

با تومن يا دلار مي آيي


حاكم بي قرارمان هستي

يا براي قرار مي آيي


مستها را به تيغ مي راني

يا خودت هم خمار مي آيي


ناوگان هوائيت امن است

يا سوار قطار مي آيي


يا شبيه لباس شخصي ها

در پي انفجار مي آيي


يا نمي دانم عصر يك جمعه

با گروه فشار مي آيي


نكند بعد از اين فلاكتها

در پي انتحار مي آيي


ما كه جزء پياده ها هستيم

اي كه دُل دُل سوار مي آيي


شك ندارم به جاي شمشيرت

با دو گيره انار مي آيي


پاي بر طبل عشق مي كوبي

دست در زلف يار مي آيي.

 

 

اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: