بلند بگو پشت کوه قاف!
نام خدابلند بگو پشت کوه قاف!
قربونش برم این روزها چیزی که تو مملکت زیاده و به وفور یافت میشه سخنرانی است، و حرف و شعار که در قالب همایش و میزگرد و میتینگ و جلسه و بزرگداشت و گرامی داشت، روز به روز نمود بیشتری را از خود به نمایش می گذاره و صد البته در پشت کوه قاف خودمان هم هیچ کمبودی را از بابت این گونه مراسم ها احساس نمی کنیم و دائم یا مسؤولان، همایش و سخنرانی و میتینگ دارند و یا شهروندان گرامی به عناوین مختلف جوی یا فرهنگی یا ورزشی یا مذهبی یا محیط زیستی جلسه می گذارند و به ایراد سخنرانی می پردازند، و عده ای نیز در این میان نظاره گر و شنونده اند، اما آنچه البته از این همایش ها و میتینگ ها به گوش کسی نمی رسد فریاد است! یعنی صدای همایش است! یعنی ندای خطیب و سخنران است یعنی صدای بلندگوست که سال های سال است در پشت کوه قاف در تمامی مراسم هایی که برگزار می گردد بالا نمی آید و به گوش نمی رسد، حال مقصر اصلی چه کسی است یا چه چیزی است خدا می داند.

اما این معضل سیستم صوتی حاضر که در بیشتر اماکن اداری و فرهنگی و ورزشی و تالارهای ضیافتی یا باشگاه های چند منظوره ی موجود در پشت کوه قاف به چشم می خورد، کی می خواهد رخت بربندد و بی سر و صدا به پایان برسد، با کرام الکاتبین است! برای مثال روز ۲۲ بهمن بعد از راهپیمایی در استادیوم ورزشی پشت کوه قاف برای دیدن مراسم خاص این روز با دوستان حاضر شدیم که چشم تان روز بد نبیند دست ما کوتاه و خرما بر نخیل، و نه صدای مجری برنامه را می شنیدیم و نه آواز گروه سرود مدرسه ی راهنمایی شاهد به گوش مان رسید و نه سخنرانی سخنرانان در مراسم را فهمیدیم.
یکی از دوستان خوب به نام آقای ابراهیم محمودی که پیشکسوت ورزشی و دلسوز شهر ستان است، با صدای بلند به بنده گفت: بنویس سالهای سال است که سیستم صوتی پشت کوه قاف مشکل اساسی دارد و ظاهراً قرار نیست به این زودی ها درست شود! و اندک صدایی هم که به گوش می رسد از هنر دست حاج علی آقای کریمی است که خدا حفظش کند.
پیشنهاد بنده برای مقابله با این نوع سهل انگاری متولیان امر در برگزاری و بزرگداشتِ کفن و دفن و ختم میکروفن و بلندگو در پشت کوه قاف، این است که کلاس های فوق برنامه و آموزش لب خوانی راه اندازی شود تا کلیه ی شهروندان عزیز بخاطر بهتر شنیدن صدای مسوولان روزانه به این کلاس ها مراجعه کنند و در لب خوانی خبره گردند، هر چند که اصل قضیه بر عکس است و باید مسوولان محترم صدای مردم را بفهمند و به گوش جان بسپارند، اما برای جواب دادن و پاسخگو بودن، نیاز هست که مردم قدرت شنیدن داشته باشند که با این سیستم های صوتی موجود در پشت کوه قاف نه صدای مردم به گوش مسوولان می رسد! و نه هرگز پاسخی که مسوولان می دهند به سمع مردم خواهد رسید.
اما با برگزاری کلاس های لب خوانی هم ایجاد اشتغال می گردد و هم این که تعداد زیادی از مردم بیکار مثل بنده که علاقه ی خاصی به رفتن و دیدن از این گونه مراسم دارند سر کار می روند و مسوولان و سخنوران و خطیبان نیز منبعد راحت تر جلو میکروفن به ایراد سخنرانی خویش می پردازند و مثل سابق با صدای بلند و داد و فریاد حرف نمی زنند بلکه شمرده شمرده و بسیار آهسته صحبت خواهند کرد چون می دانند که تمامی حضار و مدعوین به هنر لب خوانی آراسته اند! و تنها ایرادی که در این بین به نظر می رسد قانون مسافت است که در ضعیفی چشمان برخی از پشت کوه قافی ها ضرب می گردد و نتیجه این می شود که متاسفانه از فاصله ی دور قادر به خواندن لب سخنران نیستند و ممکن است خدای نکرده عده ای از کوچکترین حرکت لب و لوچه ی فلان سخنران، برداشتی اشتباه داشته باشند و این می شود که خر بیار و باقالی بار کن!!!
اما یک نکته ی دیگر هم نباید فراموش شود و آن این است که شخص سخنران و مجری برنامه و یکی دو تا از متصدیانی که آن نزدیکی ها ایستاده اند و ردیف اول مجلس به وضوح قادر به شنیدن سخنان هستند و خبری از گوش دیگر حاضران در مجلس ندارند و همین امر کافی است که علاقه ای از خود برای رفع مشکل سیستم صوتی نشان ندهند و این که تکلیف دعوت شدگان به همایش یا سخنرانی با این صدا های عجیب و غریب و سوت کشیدن های پی در پی این بلندگو ها و آمپلی فایر های عهد بوق چیست و با کیست، الله و اعلم!
در این میان نباید نقش سمعک را فراموش کرد به این گونه که با ورود مردم به مجلس سخنرانی یا وعظ، افرادی مسؤول دادن سمعک به دست مردم باشند و در پایان برنامه سمعک ها را تحویل بگیرند اما در عوض همگان قادر خواهند بود که از صدای ناز و سخنرانی تحسین برانگیز فلان سخنران استفاده ی بهینه را داشته باشند و گوش جان بسپارند به عرایضی که از طرف سخنران مجلس به سمع می رسد و از این پس شاهد خواهیم بود که در پشت کوه قاف مشکل شنوایی حل می گردد! و همین امر باعث می شود تا قافی ها بهتر بشنوند و در اثر بهتر شنیدن، بهتر بیاموزند و بهتر عمل کنند تا بعد از آن مردم بیشتر شنونده باشند، نه گوینده و دستور دهنده! و با این راه کار مسؤولان هم نفسی راحت می کشند و از دست مردمی که فقط بلدند حرف بزنند و ایراد بگیرند و انتقاد کنند و کار شکنی بنمایند و یک لا قبایی در بیاورند راحت می شوند چون پر واضح است که وقتی شما شنونده ی خوبی باشید دیگر احتیاجی به حرف زدن ندارید و مثل بچه ی آدم یک جا بر صندلی و یا در گوشه ای چهار زانو می نشینید و فقط گوش فرا می دهید!
اما لازم است که به این نکته توجه کنید، چون همه ی مشکلات پشت کوه قاف بر می گردد به خرابی سیستم های صوتی مسؤولان و مشکل شنوایی مردم که متاسفانه در هر دو صورت همگی ایراد دارد چه در میادین و سالن های ورزشی و چه در اماکن فرهنگی و چه در دیگر اماکن شهری و روستایی و محیط زیستی و گردشگری و .... پس باید کاری کرد کارستان و فکری کرد فکرستان که طریقی اتخاذ گردد و اقدامی مقتضی به عمل آید تا مسوولان امر با کمی شل کردن سر کیسه و مقداری خرج نمودن برای پشت کوه قاف یک سیستم صوتی بدرد بخور خریداری کنند تا آن دسته از مردم که بیشتر از بقیه قافی ها محتاج شنیدنند، نیز یک شکم سیر و یک دلی از عزا به سخنرانی ها گوش فرا دهند!
به پایان آمد این سخنرانی ، بلند بگو، خرابی سیستم پشت کوه قاف همچنان باقی است!!!
یا حق
اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .
نظرات
هیچ نظری وجود ندارد !
دیدگاهتان را بنویسید: