تنها تو مصطفایی
به نام خدا
ای ماه منظر عشق در عین بی ریایی
ای مونس صمیمی در وادی جدایی
صد بوسه آتشینت باید زدن به رخسار
ای حسن روی ماهت مهتاب روشنایی
بند سر دو زلفت زنجیر پای کفر است
ای خاتم رسالت از ظلمتم رهایی
امشب صفای خلوت با خاطرت شکستم
ای طلعت خوش ذهن با یاد آشنایی
باج و خراج ملکت سیم و زر است و سر نیز
ای سرور دو عالم بر تارک سمایی
بلبل به حکم تقدیر در مدح گل سراید
ای اصل باغ و گلشن محتاجمت کجایی؟
فرخنده بختم آمد نام محمد (ص) آمد
ای مژده مبارک تنها تو مصطفایی
درویش کوی لطفیم منت پذیر بخشش
ای شاه جود بپذیر "بهادر" از گدایی
کازرون
تیر ماه ۱۳۷۴
اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .
نظرات
هیچ نظری وجود ندارد !
دیدگاهتان را بنویسید: