(سـایـه) ، (فــروغ) ……

 

ســـــــــــــــــلام !

 

 

تـنـدرسـتـی ، شـادکامی ، سـربـلـنـدی و روزگـاری سـبـــز  را

برای همه‌ی مـردم جـهـان آرزو می‌کـنـم !

 

در ایـن پست ، اول غزل زیبایی را از "اسـتـاد هوشنگ ابتهاج" (سـایـه)

برایـتـان می‌گـذارم :

 و دست آخـر ایـن غـزل از خـودم که 10 سال پـیـش در استقـبـال از

دو غزل "سایه" و "فـروغ" سرودم :

 

با ایـنـکه رمـز عشق فـرامـوش کـرده‌ای

حتـّا صـدای چشـم مـرا گـوش کـرده‌ای

آیـا بـگـویم ، مستی امروزت از کجاست ؟

دیــــــــروز بـاز خون دلـم نـوش کـرده‌ای

بـا آن دوچشم سرخ که داری شبیه جـام

بـسـیـار هوشیـار که مـدهـوش کـرده‌ای

بـا ایـن خـیـال که لـحـظـه‌ای آرام می‌شوی

مـا را نـصـیـب ، ولـولـه و جـوش کـرده‌ای

مـثـل حـضـور صـاعـقـه خواب سـکـوت را

در ذهـن پـاک پـنـجـره مـغـشوش کـرده‌ای

ای مـاه مـدتـی‌ست مـرا در مسیـر صـبـح

بـا کهـکشان وهـم هم‌آغوش کــرده‌ای

آتـش بـرای چیـست که آماده می‌کنی

بـاور مـگـر گـنـاه سـیـاووش کـرده‌ای ؟!

بـامن دوبـاره بـد شـده‌ای ، حرص می‌خورم

آخر بـگـو کـه حـرف کـه را گـوش کـرده‌ای ؟!

 

                                   اسفند 1379

 



اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: