نماز شام غریبان چو گریه آغازم

حــافــــظ خـوانـي

 

12 / 12 / 88  

 

غزل (333)

نـماز شـام غـریـبــــــان چـو گـریـه آغـازم

بـه مـویـه های غریـبـــانه قـصّـه پـــردازم

بـه یـاد یـار و دیـار آنـچُـنـان بـگــــریـم زار

که از جـهـان ره و رسـم سـفـر بـرانـدازم

مـن از دیـار حـبـیـبـم ، نـه از بـلاد غریـب

مـُهـَیـْمـِنـا ! به رفیـقـان خود رسان بـازم  

خدای را مـددی ! ای رفـیـق ره ، تـا مـن

بـه کـوی مـیـکـده دیـگـر عـَلـَم بـر افـرازم

خـرد ز پـیـری مـن کی حسـاب بـرگـیــرد

که بـاز بـر صـنـمی طـفـل عشق می‌بـازم

بـجـز صـبـا و شـمـالـم نمی‌شنـاسد کـس

عـزیـز مـن ! که بـجـز بـاد نیست دمسازم

 

 

اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: