برگِ زردی ز خزانم ؛ که فتاده به چمن/ژیلا
http://ashareman.jee.ir/

:و خدایی
که مرا ،جان مرا
هستی و هر گاه مرا
نای و توان دل بی تاب مرا
بافته ی سلسله عمر مرا
![]()
او مسلم به کنارم بنشسته
او یقین در تن و جانم بنهفته
او رهایم نکند
یکّه و تنها و خرابم نکند
در مناجات سحرگاه و اذان دل تنها
رهایم نکند
![]()
او خود عشق و خود هرچه تو دانی
وندانی و نخوانی
او امید است شب تار فقیران
و دل ریش ضعیفان
و دل مادر دردمند و خیال خوشِ
هر کودک غمگین زمانه
او چه در مسجد و خانه ،
! چه خرابه
چه در میکده وجام و پیاله
رخ زیبا و رخ بی رمق پیرزن
و عاقل و دیوانه وفریاد شبانه
![]()
او خود پادشه و خالق این گیتی
و او عامل کار است
خود روح و تن و هر چه
که در بطن جهان است
ژیلا
اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .
نظرات
هیچ نظری وجود ندارد !
دیدگاهتان را بنویسید: