یادداشتهای یک ازدواج نکرده!

اگر من هنوز ازدواج نکرده ام…
تقصير ساعت کاري ام است که صبح خروسخوان مي روم و صلاة ظهر مي آيم و شانس ديده شدن را از دست مي دهم!
تقصير خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد نظر همه نسبت به ما عوض شود!
تقصير بابا است که آن قدر پول ندارد که چشم ملت در بيايد!
تقصير مامان است… مگر نمي گويند مادر را ببين دختر را بگير؟!
تقصير پسرعموست که نفهميد عقد دختر عمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته اند!
تقصير استادمان است که جلوي همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد ديگر کسي جرات نکند از من خواستگاري کند!
تقصير مادر شوهر عمه است، مي دانم که بختم را او بسته!
تقصير پسر همسايه دست راستي است که به خودش اجازه داد از من خواستگاري کند!
تقصير پسر همسايه دست چپي است که به خودش اجازه نداد ازمن خواستگاري کند!
تقصير تلويزيون است که توي همه سريال هايش همه جوان ها ازدواج مي کنند و اصلا به مشکلات ما جوان هاي ازدواج نکرده نمي پردازد!
تقصير مطبوعات است که توي مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق مي گيرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبين مي کنند!
تقصير سازمان ملل است که روي سردرش نوشته شده"بني آدم اعضاي يکديگرند" اما مشخص نکرده که مثلا من جيگر کي هستم؟!
تقصير کره زمين است که جوري نچرخيد که من و نيمه گمشده ام به هم برسيم!
تقصير قمر است که روز به دنيا آمدن من در عقرب بوده.

اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: