خردمندانی که بردستان مسئولین کازرون بوسه می زنند؟؟؟؟

 

                                                                    دوستان سلام

        
آورده اند که روزی مردم نجیب و ستم دیده ای که در دیار زرخیزو سرسبزی زندگی میکردند وعمال حاکم  ستمگر آن شهرودیار هرروز به بهانه های واهی و بیهوده بر مردم آن دیار ظلم و ستم  وتعدی روا میداشتند ومردم آن دیار در اثر القاءآت فراوان ""حکومتی"" به یک خود باوری کاذب رسیده بودند که معیشت و بود ونبودشان در گرو همین افراد حاکم است ودر مقابل مهمترین مسئله حیاتی خویش از خود واکنشی نشان نمی دادند و منفعل همین طرز تفکرحاکم برجامعه شده بودندوتحول ودگرگونی جامعه رادریک تقابل  حکومتی نمی دانستند وزندگی آنها بر مبنای  " قضا وقدر الهی وخواست خداوندی بودن "می گذشت تا اینکه مردی فاضل ودوراندیش درون این مردم پیداشد و با تلاش و مجاهدت فراوان  یک بستر مناسبی بوجود آورد وشروع به فعالیت فرهنگی کرد و عده فراوانی را به حق و حقوق خودشان آگاه کرد .دیری نپایید که این افراد در برخورد با تمدن ها وسلیقه های بلاد اطراف خود تعدادشان دوچندان شد وجهت احقاق حقوق از دست رفته خود  در صدد ستیز با  ماموران حاکم  برجان ومالشان برآمدند و سرانجام طی یک نزاع جمعی مغلوب حاکم وقت شدند وتعداد فراوانی بهمراه رهبر قوم اسیر شدند وآنها را به حضور حاکم آوردند وحاکم هم طبق روال همیشگی  با چوبه تکفیر خویش انها را مرتد و اعلام کرد سزای کسانی که مارق ومخالف حاکمی هستند که  ظل الله در زمین است وپیشرفتهای فراوانی برایشان به ارمغان آورده و آنها را از فقرو بدبختی نجات داده است "مرگ "است بعداز یک محاکمه دسته جمعی دستور دادبخاطر اینکه قداست وغیرت وبزرگی رهبر قوم در مقابل افرادخود وحکومت  شکسته شود ""  دست مرا ببوسد"" واظهار ندامت کند تا عبرتی برای دیگران باشد ریئس قوم از این پیشنهاد امتناع کرده وخود را دراین قضیه با دیگر افراد قوم یکسان دانست حاکم با شنیدن این حرف بخشم آمد و مقداری جلو سپاهیان خویش واسیران پرسه زد و فریاد برآورد  اگر دستان مرا بوسه نزنی دستور می دهم تمامی افرادت را گردن زنند مرد دور اندیش برای نجات مردم وجامعه خویش به این امر قبیح تن در داد .... سوای این حکایت که مقداری هم سیاسی شد  قصدوغرضی در کار نبوده فقط من باب دلسوزی ودلباختگی که به شهر ودیارم دارم از تمامی مسئولین می خواهم حزب گرایی و گروه گرایی را بخاطر خدا کنار گذاشته و به درد دل مردمی که ولی نعمت آنها محسوب میشوند برسند واین مهم را آویزه گوششان کنند که بدون این مردم فهیم یک لحظه قادر به زندگی کردن نیستند ووقتی صحبت از مردم فهیم بمیان می آید منظورمان ابزار کاربردی از آنها در  انتخابات یک شخص یا نماینده منطقه ای نیست بلکه زمانی هم که ازمسئولین کم کارو بی لیاقت در این حکومت اسلامی که دست آورد هزاران شهید وجانبازو آزاده است انتقاد میشود فهیم هستند ونباید مردم ولایت مدارما فهیم انتخاباتی محسوب شوند ولاغیر در پایان خرد جمعی ایجاب میکند که مردم فهیم را باید در مسائل ومشکلاتشان قانع کرد نه با اهرم زورساکت کرد تا اینکه حضورشان در تمامی صحنه ها مشهود باشد. خردمندان و قلم بدستان ودلسوختگان نظام وفرزانگان  کازرون جهت نجات مردم فقیر و پا برهنه کازرون و طبیعت زیبای خودکه همانا زندگی همه به این موهبت های الهی بستگی دارد بر دستان مسئولین بوسه می زنند ؟؟

جاده فراشبند بطرف بالاده

 

دشت برمی که دارد ویران میشود

 

روستای کاسکان  طرف فرودگاه  

 

پشت کارخانه کاشی سرامیک سال ۸۸

 

چنارشاهیجان بطرف نورآباد ممسنی

اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: