کَ بُر می نیم!!!

 
به نام خدا                                     

                                               کَ بُر می نیم!!!

اشتباه نکنید چون این جمله نه انگلیسی است نه اسپانیایی است نه فرانسوی است نه آلمانی است نه کُرواتی است و نه روسی است و نه عربی، بلکه کازرونی است و موارد کاربرد زیادی را در دستور زبان محلی و بومی و فولکلور دارد و احتمالاً ریشه در تاریخ بشریت دارد آن زمان که قابیل قصد کشتن هابیل را دارد و هابیل به قابیل می گوید چرا می خواهی مرا به قتل برسانی من فرزند پدر تو هستم و تو برادر منی و قابیل در جوابش می گوید " کَ بُر می نیم" و وی را به قتل می رساند!                                   

اما اینکه این جمله هخامنشی است یا ساسانی است یا زرتشتی است و یا اسلامی است خبر موثقی در دست نیست و از دست نوشته ها و متون تاریخی بر سنگ نبشته ها که در حفاری های مجاز و غیر مجاز اطراف شهر تاریخی بیشاپور به دست آمده هیچ سرنخی از این جمله به دست نیامده و حتی یک رشته سیم مسی یا آلومینیومی کوتاه نیز پیدا نشده و این کشف بسیار مهم حاکی از این است که اجداد ما کازرونی ها در آن زمان از بی سیم و موبایل استفاده می کرده اند که البته هیچ ربطی به موضوعی که می خواهم راجع به آن بنویسم ندارد.
اما در کتب قدیمی به جا مانده از قرن ها دور که در موزه های شهرستان نگه داری می شوند اشاره هایی به این جمله شده که در محاوره ها بسیار مورد استفاده قرار می گرفته که می توان نتیجه گرفت جمله ی مذکور اصالتاً کازرونی است و مختص لهجه ی این شهرستان است حال با کمی دخل تصرف که بعضی از قومیت های معروف ساکن در محله های مختلف بالا و پایین شهرستان این جمله را به لهجه های خاص و الفاظ مختلف ادا می کنند صورت پذیرفته، از جمله کَ بُـر می نیم، یا کَ بـُر می نُم یا کَ بُـر بی نیم، یا کَ بُـر بی نُم، یا کَ عام بُـر می نی ما، یا ک عام بـُر می نُما، یا کَ عام بُـر بی نی ما، به هر صورت آن چه از ظاهر این جمله بر می آید از نظر ادبیات دلالت بر اول و دوم شخص مفرد و جمع است که در بر گیرنده ی جمله ای ترکیبی است از نوع فاعل مفعولی و حکایت از اتفاق افتادن در زمان حال دارد که تا آینده ای دور در جریان است و  می تواند ماضی یا مضارع بعید هم باشد که در دستور زبان کازرونی شامل همه ی ادوات پرسشی و جوابی و تهدیدی و چشم غره ای و ... باشد که در حکم "برو کشکت را بساب" هم هست یا مترادف" زرشک " هم می تواند باشد! اما در کل این جمله نمی تواند تازه به فرهنگ لغت لهجه ی کازرونی راه پیدا کرده باشد چون راویان خبر و طوطیان شکر شکن روایت می کنند که در جنگ انگلیس با کازرون هر چه قدر انگلیسی ها خواستند ناصر دیوان کازرونی را تطمیع کنند و او را بخرند ایشان نپذیرفت و در جواب شان که او را تهدید به مرگ کرده بودند فقط گفت" کَ بـُر می نیم"! و به همین خاطر سرپرسی سایکس در کتاب خودش می نویسد که هیچ شخصی به اندازه ی ناصر دیوان کازرونی به نیروهای انگلیسی خسارت و صدمه وارد نکرد و پیداست که دلاورمردی چون ناصردیوان کازرونی با از خودگذشتگی و شجاعت به نیروهای تحت امر دولت انگلیس معنی این جمله ی " کَ بـُر می نیم" را عملاً فهماند! حتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم بعد از تصویب قطع نامه ی تحریمی بر علیه ایران از طرف شورای امنیت سازمان ملل خیلی راحت در جواب شان گفت این قطع نامه پشیزی ارزش ندارد و آن را در سطل آشغال می اندازیم! و به عبارت ساده تر یعنی " کَ بـُر می نیم "! و پیداست که ایشان در دو سفری که به شهرستان کازرون داشتند با این جمله ی معروف و دندان شکن آشنا گشته اند و به کاربرد با اهمیت این جمله ی کلیدی پی برده بودند!                                                                                     

اما حیف از این جمله ی زیبای کازرونی که امروزه دست خوش حوادث و مرور زمان گردیده و آن طور که باید و شاید در جای مناسب خود به کار نمی رود، مثلا چند روز پیش با یکی از دوستان گرامی در همین شهر خودمان با اتوموبیل و در پشت چراغ راهنمایی منتظر بودیم تا سبز شود البته خدا می داند که منظوری از گفتن کلمه ی سبز نداشتم! و اتومبیلی روبروی ما از چراغ قرمز عبور کرد و من با اشاره به این راننده ی متخلف محترم، چراغ قرمز را نشان دادم و ایشان با صدای بلند و کج کردن دهانش گفت کَ بُر می نیم و البته اگر این جمله در دستور زبان ما کازرونی ها وجود نداشت ممکن بود آن راننده حرف چرندی را تحویل این جانب که شهروند قانون مندی هستم بدهد و شاید هم بنده در جواب ایشان می گفتم تو خجالت نمی کشی که از چراغ قرمز رد می شوی؟ و همان لحظه جلو این دوست عزیزم حسابی شرمنده شدم و خیلی ناراحت گشتم، نه بخاطر این که آن راننده ی متخلف از چراغ قرمز عبور کرد چون اکثر راننده های متخلف شهرستان بدون واهمه و خیلی زاحت با نقض قانون از چراغ قرمز رد می شوند بلکه به خاطر این که آن راننده ی متخلف کاربرد جمله ی " کَ بـُر می نیم" را بلد نبود که کجا و برای چه به کار می رود!     

ادامه دارد

 

 

اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: