بخوان برای کازرون!
به نام خدا
برای کازرون می خوانم!
نیازی نیست که به ماهی شنا کردن را بیاموزی
پرنده پریدن را بلد است
و نویسنده نوشتن را
باید باور داشت آواز قناری را
و تو هرگز نمی توانی بوی گل نرگس را بربایی!
و بهار نارنج را کتمان کنی!
و کازرونی بودنم را بگیری!
و من خواهم نوشت
به اندازه ای که رشک ببری!
من آرامم
و برای او می خوانم
اگر چه قناری در لک فرو رفته باشد!
و باز غنچه باز خواهد شد
حتی اگر دل خون شقایق باشد!
و آسمان بین من و تو گواهی خواهد داد
که کدام مان عاشق ترینیم؟
اگر چه باران دیر ببارد!
من برای او می نویسم
با احساسم
که پر از خاطراتم است
حتی در پریشانی نگاهش!
و در تیر رس خشم شاپور!
به اندازه ی وسعت دشت برم!
بمان و بعد از من بخوان
سرود کازرونم را
که با تو متولد می شود
و با تو به تو عشق می ورزد
و با تو برای تو می میرد
زنده باد شهرم
زنده باد کازرون
کازرون
همین جند دقیقه پیش
اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .
نظرات
هیچ نظری وجود ندارد !
دیدگاهتان را بنویسید: