آدمهای بی خود

 

آدم‌هاي بي‌خود/ آدمهايي كه بي‌خود حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه خود به خود حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه به خودي خود حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه از خود بي‌خود، حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه به خود مي‌آيند و حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه به خود مي‌آيند (تا دارند) حرف مي‌زنند!/ آدمهايي كه خودي هستند و حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه نه‌خودي هستند و حرف (هم) مي‌زنند!/ آدمهايي كه از خود حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه با خود حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه در خود (فرو مي‌روند و) حرف مي‌زنند/ آدمهايي كه خود ديگرشان را پاي ديوار گذاشته‌اند/ آدمهايي كه خودخواهند/ آدمهايي كه خود را وقف مي‌كنند براي يك چيز بي‌خود/ آدمهايي كه بي‌خود، خود را وقف چيزي مي‌كنند / آدمهايي كه با خود‌فروشي مي‌خرند/ با خودزني مي‌خورند/ با خودخوري گرسنه مي‌شوند/ با خودسانسوري آزادند/ با خودكشي زندگي مي‌كنند/ آدمهايي كه خود‌خود مي كنند براي خدا/ آدمهايي كه خدا خدا مي كنند براي خود/ آدمهايي مثل من، مثل شما[1]، فراوانند.



[1] شماي نوعي!

 

اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .

نظرات

هیچ نظری وجود ندارد !

دیدگاه‌تان را بنویسید: