پشت کوه قافی، پشت در جهنم!
به نام خدا
قسمت پایانی
پشت کوه قافی، پشت در جهنم!
... البته اگر بخواهم تا روز قیامت هم برای تان از برزخ و جهنم و بهشت و پشت و کوه قاف بنویسم کم نمی آورم و آن قدر مطلب راجع به این موضوع زیاده و نا ملایمی ها فراوان که نه فقط پشت در جهنم و در صحنه ی برزخ بلکه کنار در بهشت هم می توان مثنوی ها نوشت اما ظاهراً برای شتافتن به آن دنیا خیلی ها گوی سبقت را ربوده اند و خود را از شر این دنیا خلاص کرده اند و اما آنان که به این دنیای فانی دل بسته اند در چه فکری هستند؟!
باور بفرمایید که این روزها جهنم رفتن هم هنر می خواد! که همه کس این هنر را ندارن، چه خواسته که با کیفر و مجازات و بسوز بسوز همراه باشه، مخصوصاً که عده ای از مردم برای دوزخی شدن سر از پا نمی شناسند و برای رسیدن به این هدف با هر ابزار و وسیله ای که شده مثل دروغ گفتن یا ربا دادن یا مال مردم خوردن یا کسی را از نان خوردن انداختن یا زبان بد گذاشتن یا بدتر از همه دو رنگ بودن از یکدیگر جلو می زنند و راه دست کسی نمی دهند و عجب سعادتی!
حتماً می پرسید این دیگه چه حرفی است که می زنم اما برایش جواب دارم اگر خداوند انسان را بدون هیچ هدفی آفریده بود و هیچ قصدی از خلق آفرینش نداشت می توان گفت که بهشت و جهنم هم چندان معنایی نداشت، اما همین که باریتعالی گوشه ی چشمی به بشر دارد و در تمامی لحظات عمر، انسان را زیر زره بین قرار می دهد و صفوف جهنمی یان را از خیل بهشتی یان جدا می کند خودش نشانگر این معناست که انسان و انسانیت برای خداوند معنا دارد و جای شکرش باقی است که جهنمی یان محترم را به خودشان واگذار نمی کند و بی اهمیت از کنارشان نمی گذرد و همین مجازات و تنبیه آنان گواهی است بر این که ممکن است آنان هم مورد لطف خداوندی قرار بگیرند و اگر غیر از این بود جهنمی یان اصلاً برای رفتن به دوزخ هم محشور نمی شدند و مجبور بودند تا ابد در همین پشت کوه قاف خودمان بمانند و زیر خاک بپوسند!
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
اما بسیار جای امیدواری هست که خداوند رحمان از سر تقصیرات همه ی ما بندگان گناهکار با لطف و رحمت بی منتهایش بگذرد و امید به دیدار خداوندی اش سبب خیری گردد تا نزدیک به گناه نشویم و دروغ نگوییم و بد نکنیم و تهمت نزنیم و افترا نبندیم و حق کسی را پایمال نکنیم و خیانت در امانت نکنیم و نزدیک به فحشا نشویم و در ارایه ی کار و تعهد در مسؤولیتی که به ما سپرده شده کوتاهی نکنیم و پوست خربزه زیر پای کسی نگذاریم و جلسات زیر زمینی و مخفیانه برای زیر آب زنی برادر دینی خود نگیریم و ریا و تزویر و دو رویی را رواج ندهیم و یکدیگر را دوست داشته باشیم و برای توفیق و سربلندی همشهریان خودمان دعا کنیم و با ارتقای یک شهروند به سمتی عالی در هر کجای ایران خوشحال شویم و وحدت و یکدلی و یک رنگی را فراموش نکنیم و مال حرام در زندگی مان جایی نداشته باشد و به بزرگترها و پیشکسوتان در هر رده ای از شغل و هنر و علم و ادب احترام بگذاریم و با آبروی آنان بازی نکنیم و به جوانان بها بدهیم و در تمام لحظات عمرمان خداوند را با خودمان داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم که بهترین و عادل ترین شاهد هستی پروردگار رب العالمین است و بقیه از بین رفتنی است عجب منبری شد امیدوارم روحانیت عزیز از بنده بخاطر این منبر بدون مجوز شکایت نفرمایند البته استاد قدیم می فرماید:
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی!
من کجا و پند و اندرز دادن و نصیحت کردن دیگران کجا که خود آلوده ی گناهم و سر تا پا عیب، و مرحومه پروین اعتصامی می فرماید:
آگه از عیب عیان خود نه ایم پرده های عیب مردم می دریم
اما از آن جا که این بنده ی حقیر مورد لطف و عنایت خیلی از همشهریان عزیز قرار گرفته ام و از تشویق دوستان مهربانم در نوشتن این گونه مطالب طنز و انتقادی که هدفی جز بهبودی اوضاع شهرستان و پیشرفت این خطه ی زر خیز ندارم سود می برم لذا مطمئن باشید که آن قدر روده درازی خواهم کرد و آن قدر مطلب می نویسم که دل تان را بزند ضمناً حرف زدن و مطلب نوشتن که کار شاقی نیست کافی است جوهر قلم تان سیاه باشد و قلب تان سپید و کاغذ پیش روی تان انبوه و گوش مخاطبان تان باز و فهم شنوندگان تان دراز!
اما سختی کار در مسؤولیت است و مدیرییت و سرپرستی و معاونت و کارمندی که اول از همه باید هدف الله باشد و بعد هم خدمت به بندگان خدا که خدا وکیلی کاری سخت و پر مسؤولیت است که خدای نکرده سهل انگاری و بی مدیریتی و ناکارآمدی در آن، هم آه و نفرین دنیایی در پی دارد و هم مجازات اخروی پس باید کوشید تا پشت کوه قاف عزیزمان از قافله ی پیشرفت و ترقی باز نماند و هم مسؤولین و هم مردم باید با هم برای رفاه و آسایش و آبادانی این منطقه ی دور افتاده از جهان بکوشند تا به یاری خداوند از پشت کوه قاف بیرون بیاییم و به قله ی کوه که جایگاه سیمرغ و عنقا است برسیم و بنده هم از برزخ و جهنم برگردم و بهشت را هم بگذارم برای بهشت یان خدا ترس و خدا جو و به پشت کوه قاف خودمان بیایم و در بین مردم شهرم باشم و سعی کنم که برای خودم و خودمان بهشت بسازیم که یکی از اهداف خلقت انسان همین امتحانی است که باید پیروز و سربلند از آن بیرون بیاییم یعنی زندگی را برای دیگران بهتر بخواهیم و خود را از آتش قهر و حسادت و کینه و بخل که بدتر از آتش جهنم است دور کنیم و سعی کنیم که به خادمان مردم کمک کنیم و آن گونه نباشیم که دور از گود بنشینیم و بگوییم لنگش کنید.
پس با اجازه ی شما خوانندگان عزیز بنده یک مرخصی بدون حقوق و مزایا و بدون زمان از خدواند مهربان بگیرم و چشم شیطان کور و گوش شیطان کر دوباره به دنیا برگردم و آماده شوم برای نوشتن و نق زدن! و بگم که قربون همین پشت کوه قاف خودمان با تمام مشکلات و نارسایی هایش که یک لیوان آب پر از گچش را به صد جرعه ی آب معدنی دماوند نمی دهم و یک تار موی مجسمه ی شاپور را به تمام آثار تاریخی دنیا نمی فروشم و یک دقیقه گرمای تابستانش را با سرمای هیچ کجای عالم معامله نمی کنم و یک لحظه ی غمبار کنار دریاچه ی خشک پریشان را به صد شادی کنار دریای هیچ کجا از دنیا را عوض نمی کنم و یک تنفس عمیق زیر درختان در حال مرگ دشت برم را با جنگل آمازون برابری نمی کنم و حاضر نیستم یک نخل بلند شهرستانم را با بزرگترین آسمان خراش های جهان عوض کنم و یک زیارت بی ریای سید حسین را با تفریح در هیچ کجای دنیا عوض نمی کنم و حاضرم در همین تنها بیمارستان شهرم از بی سی تی اسکنی بمیرم ولی در هیچ بیمارستان خصوصی کشور MRI نشوم و سر خیرات را و حوض گنجوا را و محله ی علیا و کوی آهنگران و محله ی بازار و کوی فخاران را و محله ی چهابی را و کوی گنبد را و محله ی مصلا را و آب خیرات را و حوض بیدمشک را در کنار دوستان و همشهریانم با تمام درختان پر سایه و جوی آب و شیر و عسل و در کنار حوریان بهشتی و مصاحبت با جنتی یان خلد آشیان هم عوض نمی کنم!
پشت کوه قافی ها می گن " کَلو اَی رو دل خودش نده کُه می گیره! " یا " گربه دسش اَ گوشت نَم رَسه می گِه بو میده! "
لعنت بر شیطون، همین الان کنار گوشم گفت که در بهشت بازه و فرش قرمز را برای آمدنت پهن کرده اند و همه منتظر تو یکی هستن که بیای، زود باش که دیر نکنی چون بهشت بدون تو و امثال تو صفا نداره!!!
یا حق
اگر این مطلب برای شما جالب است لطفا برای نویسنده مطلب دیدگاهتان را ارسال کنید ، این کار باعث خوشحالی و دلگرمی نویسنده میشود ، البته شما میتوانید با وسیله خوراک این وبلاگ همیشه و به راحتی و با سرعت بیشتر آخرین مطالب وبلاگ را دریافت کنید ، پس همکنون آبونه خوراک این وبلاگ شوید . میخواهم مشترک خوراک (RSS) شوم .
نظرات
هیچ نظری وجود ندارد !
دیدگاهتان را بنویسید: